X
تبلیغات
رایتل
یه عالمه سرگرمی
ی  
نوشته شده توسط : سجاد عابدی

به دوستم زنگ زدم میگم ماشینم روشن نمیشه میگه استارت میزنی روشن نمیشه؟

 میگم پَـــ نَ پَــــ وقتی ازش خواهش میکنم روشن نمیشه

.

.

.

به دوستم زنگ زدم میگم ماشینم روشن نمیشه میگه استارت میزنی روشن نمیشه؟

 میگم پَـــ نَ پَــــ وقتی ازش خواهش میکنم روشن نمیشه


 




مرغ و از فریزر در آوردم میگه می خوای غذا درست کنی ؟!

 پـَـَـ نَ پـَـَــــ خانوادش اومدن از سردخونه میخوان ببرن خاکش کنن…


 




نفس نفس زنون خودم رو رسوندم به اتوبوس

 راننده میگه می خوای سوارشی؟

 پَ نه پَ اومدم سفر خوشی رو براتون آرزو کنم


 




به مامانم میگم یه چیز بنداز رو بابا خوابه …

 میگه پتو خوبه؟

 پ نه پ میز میز خوبه


 


سر ظهر از مغازه داره پرسیدم :این دور و برا رستوران هست؟

 میگه میخوای غذا بخوری؟

 پ نه پ میخوام ببینم اگه ظرف کثیف دارن براشون بشورم!!!




 


حاج آقا برگشته میگه: خدمتت که تموم بشه میری دیگه؟

 گفتم پَ نه پَ بخاطر حفظ ارزشهای نظام و آرمانهای امام راحل ۱۸ ماه دیگه تمدیدش میکنم.


 




یارو اومده خونه رو ببینه واسه خرید. تا طبقه سوم با پله اومده میگه پس اینجا کلا آسانسور نداره!!

 پَـــ نَ پَــــ آسانسور داره ولی از طبقه چهارم شروع میشه !


 




تو تاکسی نشسته بودیم که یهویی تگرگ گرفت، راننده گفت اه‌ اینا تگرگه ؟

 گفتم پ نه پ لشگر ابابیلن اومدن سلاح جدیدشونو آزمایش کنن !


 




تو اتوبان داشتم لایی میکشیدم،یه زانتیا اومد گفت داری لایی بازی میکنی؟؟؟

 گفتم: پــ نــ پـــ دارم واست عربی میرقصم!!!

 گفت: دِ نـَــ دِ کنترل نا محسوس بزن بغل

 (ستاد مبارزه با پ نه پ واحد اتوبان)


 




رفتم بالای برج میخواستم خودمو بندازم پایین، یارو میگه میخوای خودکشی کنی؟

 گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم سرعت صفر تا صدم از این بالا تا پایین چقدر میشه، بجای پروژه بدم دانشگاه


 




بردم داداشم رو رسوندم کلاس،برگشتم …

 مامانم میگه رسوندیش؟

 پَ نه پَ انداختمش تو چاه اینم پیرهنشه

allsubject.blogsky.com


تاریخ انتشار : چهارشنبه 9 فروردین‌ماه سال 1391 | نظرات (0)
 
   
تمام حقوق این وب سایت و مطالب آن متعلق بیگ پا می باشد